کتاب مغزی که خود را تغییر میدهد از نورمن دویج
نویسنده در لابلای داستانهای پزشکی به تاریخچه علم عصب شناسی نیز گریز میزند و توضیح میدهد که چگونه برای قرنها دانشمندان به اشتباه معتقد بودند مغز مانند یک ماشین مکانیکی است که قطعات آن پس از خرابی قابل تعمیر نیستند دویج از پیشگامانی یاد میکند که در برابر این جزم اندیشی ایستادگی کردند و با آزمایشهای خود ثابت کردند که بافت عصبی زنده و پویا است او این تغییر پارادایم را یکی از بزرگترین انقلابهای علمی تاریخ بشر میداند که پیامدهای آن در پزشکی و روانشناسی و حتی آموزش و پرورش قابل مشاهده است کتاب با بیانی داستانی سیر تحول این اندیشه را دنبال میکند و نشان میدهد که چگونه از نگاهی ایستا به دیدگاهی پویا و سیال درباره وجود انسان رسیدهایم این نگاه تاریخی به خواننده کمک میکند تا اهمیت و ارزش کشفیات نوین را بهتر درک کند و بداند که ما در عصر طلایی شناخت مغز زندگی میکنیم جایی که محدودیتهای گذشته دیگر معنایی ندارند